السيد محمد حسين الطهراني
276
الله شناسى (فارسى)
كنى ! و مرا از ميراث برندگان بهشت نعيمت قرار بدهى ! و غفرانت را شامل حال عمويم آزر بنمائى كه او از زمرهء گمراهان مىباشد . و مرا در روزى كه مردم ( براى حساب و كتاب ، و ثواب و عقاب ، و بهشت و دوزخ ) برانگيخته مىشوند مورد خِزْى و خِذلان و شرمندگى و سرافكندگى از مقامت قرار ندهى ؛ در آن روزى كه نه مالى به انسان سود مىرساند و نه پسرانى ، مگر آن كس كه در حضور خداوند با قلب سليم وارد گردد . » اين مواجههء حضرت إبراهيم عليه السّلام با قومش ، مواجههء با دليل و برهان است كه اوّلًا مىگويد : خدايانى را كه شما مىپرستيد سزاوار الوهيّت نمىباشند زيرا در وقت صدا زدن گفتارتان را نمىشنوند ، و به شما منفعت و ضررى نمىرسانند . بنابراين پرستش آنها نه تنها فائدهاى ندارد بلكه زيانبخش مىباشد ، و در هالهء دشمن كه راه انسان را به خدا مسدود مىنمايد جلوهگر مىشوند . و ثانياً آن خدائى كه با من دشمنى و عداوت نمىورزد ، ربّ العالَمين و پروردگار جهانيان است ؛ زيرا تمام انواع و اقسام خدمتها و محبّتها و رحمتها و منّتها را بر من نموده است : او مرا خلق فرموده ، و در راه كمال سير داده است . و غذا و شراب من بدست اوست . و شفاى امراض من از ناحيهء اوست . و ميرانيدن و سپس زندگانى جاويدان بخشيدن به قدرت اوست . اميد غفران و بخشش خطاهايم به سوى اوست . و ثالثاً دعاهاى مرا كه مىكنم مىشنود و اجابت مىفرمايد . من از او تقاضاى عطاى حُكْم دارم ، و درخواست لحوق به صالحين را مىنمايم . و از او مىخواهم تا به من لسان صدق و زبان راستين و كلمهء حقّ در ميان پاكان و مقرّبان و مخلَصان از بازپسماندگان عنايت نمايد . و مرا در جنّت ولايت كه بهشت نعيم